تبليغاتX
مشورت،تصميم،صداقت،پيشرفت=ايراني ميتواند!

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ايراني ميتواند
 اگه می تونستی در قلبم راه یابی در آنجا می دیدی زمزمه ی ملایمی به گوش می رسد و می گوید تو را دوست دارم محبوب من !

 اگه می تونستی در اعماق روحم قدم بگذاری می دیدی آن بیچاره سرگردان در جستجوی تو هست و می گوید تو را دوست دارم ماه من !

 اگه می تونستی از راز درونی و آه سینه سوز من آگاه شوی می دیدی که از میان آن شعله سرکش و جان فرسای من صدای حقیقت و ملایمی که در جان من طنین انداخته به گوش می رسد که می گوید تو را دوست دارم !

 اگه می تونستی نگاه های پی در پی چشم اشکبارم را بفهمی احساس می کردی کسی می گوید دوستت دارم خوب من !

 اگه می تونستم تمام اندیشه های دردناک را برایت بنویسم کتاب ها می شد ولی ذره ای از اسراری که مدت هاست مرا رنج می دهد برایت بازگو می کنم و تا آخرین لحظات عمرم می گویم : دوستت دارم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

طرحی از تائيس

نمي‌دانم نماهنگ طرحی از تائيس را كه چند وقت پيش از صدا و سيما پخش شد ديديد يا نه؟
همزمانی پخش اين برنامه با وضعيت به وجود آمده توسط امريكا در عراق بر جلب نظر و توجه عموم مخاطبان افزود. به همين خاطر بد نيست در رابطه با شعر و پيشينه اين نماهنگ بيشتر بدانيد.
تا به حال از خود پرسيده‌ايد كه مجسمه‌ای كه در امريكا به مجسمه آزادی هم شهرت دارد نماد چيست؟ تابه حال از خود پرسيده‌ايد كه مشعلی كه در دست دارد برای آتش زدن كجاست؟
نماد تائيس مجسمه‌ای در دهانه رودخانه نيويورك، سمبلی نشأت گرفته از فرهنگ ضد دينی و اومانيستی به جامانده از يونان باستان است. فكر ساختن اين مجسمه از فرانسويان است و به سرمايه مشترك فرانسه و امريكا ساخته شده است.
تائيس معشوقه اسكندر مقدونی و سپس بطلميوس اول بوده است. اسكندر پس از ورود به تخت جمشيد - واقع در مرودشت فارس كه يونانيان به آن پرس‌پوليس مي‌گفتند - جشن فتوحات خود را گرفت. روسپيان هم در اين جشن حضور داشتند. در اين هنگام تائيس گفت: »يكی از مهم‌ترين كارهای اسكندر در آسيا اين بوده كه با من و رفقايم به راه افتد و قصر را آتش زند و در يك لحظه به دست زنان، آثار نامی ايرانيان را نابود كند!« اين سخن در جوانان اثر نمود و يكی از آنها فرياد زد: »من پيشاهنگ اين كار خواهم شد.« اما ديگران دست زدند و فرياد برآوردند كه فقط اسكندر لايق چنين اقدامی است. پس اسكندر مشعل به دست گرفت و همراه تائيس مشعل در قصر انداختند. ديگران هم از آنها پيروی كردند و چيزی نگذشت كه قصر يكپارچه آتش شد. هنوز بقايای اين قصر سوخته باقی است.
نماهنگ تائيس تلاشی ارزشمند است كه با شعر علی معلم و آهنگ محمد رضا عقيلی و به خوانندگی علی تفرشی با كار خوب انيميشن و تدوين محمد صادقی در معرض ديد و قضاوت بينندگان سيما گذاشته شد.
شعر افشاگرانه، همراه با آهنگ پرتپش به همراهی گروه كر، تصاويری پر مفهوم و استفاده از انيميشن از نكات قابل توجه در بخش هنری اين نماهنگ است.
استاد علی معلم با بهره‌گيری از تاريخ، پيوند زيبايی ميان گذشته و امروز استعمار امريكا تصوير كرده است:

طرحي از تائيس
طرحی از ابليس
از محبوبة مقدونی ملعون
در شبيخون شراب و شعله
در شبگير خشم و خون
طرحی از تائيس
از قديسة بی شرم آتن
معبدش در نيس
ماده ديوی قامتش شش زرع و سيصد پای چيزی كم
مشعلش در دست و تاجش
بر سر از تاراج ملك جم
رانده شايد پار يا پيرار از پاريس
مانده بر خيزابه‌های سرخ آتلانتيس
طرحی از تائيس
آنك آن تنديس بی همتای آزادي
دل ربا بر ساحل دريای آزادي
طرحی از تائيس
طرحی از تائيس
از محبوبة ملعون اسكندر
طرح فرياد زنان جفت جوی در مدخل بندر
طرحی از تائيس و مشعل
طرحی از تاراج
طهر قهر ماندانا تا فروهر
تا شمعدان تا خاك
طرح آزادی به رغم بندگی كردن
طرح مشرك طرح كافر زندگی كردن
طرح اومانيته باليده از تخنه
طرح در ايمان انسان آخرين رخنه
طرحی از تائيس مشعل دار
از ابليس
ماده ديوی مانده بر امواج آتلانتيس
طرحی از تائيس
اين كه مي‌بينيد بابل نيست. آتن نيست. آتيكاست.
بل نه، آتيكای يونان بابل مغرور امريكاست.
دشمن توحيد و توهين خداوند است. امريكا ديو ديوانه است و اينك خفته در بند است امريكا.
ساية ضحاك و دجال است، نی مرده است نی باري. اينك اين آخر زمان با عصر آهن فتنة كاری
ای انسان‌های هفت اقليم! برخيزيد برخيزيد
شعله‌های پاك را بر محو اژدرها بر انگيزيد
هشت‌پايی است اين پليد هفت سر باليده پيوسته
وز دروغ بي‌فروغش ديده بر ناليده پيوسته
كشتن او را بايد و زين سان هنر كردن
يا چو انسان خود ز گرگ انسان حذر كردن
طرحی از تائيس از ابليس از شيطان آتيكا
لكه ننگی است بر ننگ جهان دامان امريكا

بر گرفته از وبلاگ هزاره سوم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

در قشلاقدشت يا همان جعفرآبادي زندگي ميكنيم كه مسئوليت پذيري زير صفر است.بحث را فقط به آموزش و پرورش آن ختم ميكنم. از همان رئيسي كه با هزاران چهره سازي ميشود رئيس تا من معلم و در آخر خدمه ها همانيم كه حوادث و محيط در افكارمان تاثير دارد نه هدف و اميال آرماني!...

 


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

#FFFFFF