تبليغاتX
مشورت،تصميم،صداقت،پيشرفت=ايراني ميتواند!

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ايراني ميتواند

غروب ماه خدا دیده شد صد حیف که این بساط برچیده شد ...

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسی است کز معصیت و گناه بخشیده شد.

 

عید فطر بر عاشقان مبارک علی الخصوص بر  منتظران منجی (ع) (عج...)




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 28 شهریور1388ساعت 11:45 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

فوتبال ما تنها نام حرفه ای گری را داراست، اما روح و روان حرفه ای ندارد...

وقتی دم از حرفه ای بودن میزنیم باید از راس فدراسیون گرفته تا توپ جمع کن هایش حرفه ای باشند!

ما وقتی میخواهیم به چیزی برسیم هم خر و میخواهیم هم خرما را..!

ما میلیاردها تومان سرانه فوتبالمان هستش اما دریغ از پیشرفت. هزاران نفر هستند فقیر و ندار اما

آبرومند، که این میلیارد ها تومان میتواند زندگی کردن را بجای زنده بودن برای ایشان به ارمغان آورد...

از طرفی دیگر هزینه های بیخودی دیگری در این مملکت هستش که دخل و خرج فوتبال چندین برابر

قابل تحمل تر از آنست... به جیب زدن ها ی چند صد میلیون دلاری...! ما به این بحث ها کاری نداریم

چرا که میشویم آدم بده..!

ما میگیم اگه برای فوتبال این هزینه ها را میکنیم چرا اصولی نه؟ چرا پرسپولیس و استقلال که چندین

میلیون هوادار دارند واگذار نمیشن؟ تا کی باید این دو قربانی شهرت طلبی رجل سیاسی شوند و

و در صورت ناکامی با احساسات هواداران جوانش بازی شود ؟

چرا این دو باشگاه نمی توانند درآمد زایی کنند در حالی که باشگاه های بزرگ اروپایی بعد از خرید

فوتبالیست حتی با برپایی مراسم معارفه بلیدفروشی دارند و این نوعی حمایت هواداران هست؟!

یا مثلا میگن پیشکسوت ها سرمایه های این دو باشگاهند چرا کلکسیون افتخارات بازیکنان قدیمی

نشه موزه ای برای مراجعه علاقه مندان در نتیجه درآمدزایی؟!

و از این موارد...

اما بازیکنان ما حق دارند نگران درآمد و قرارداد و آینده خود باشند ولی حق ندارند بخاطرش حاشیه

درست کنند حق ندارند با عملکرد ضعیفی که بخاطر پول از خود نشان میدهند با احساسات هواداران

بازی کنند !

چرا که کودکانی در این مرز و بوم هستند از بامداد تا شامگاه زحمت میکشند تا بلکه جای پدرشان 

نان و پنیری برای خانواده بدست آورند... فوتبالیست های ما که دیگه بدتر از ایشان نیستند، هستند؟!

اگه چند صد میلیون درآمد هر قراردادشان هستش باید در زمین جان بکنند بی آنکه طی موفقیت کوتاه

مدتی دچار کبر و غرور شوند، بی آنکه اسیر دلالیسم شوند... چرا که در این مملکت  با این تحریم ها و

گرانی ها کارگرانی هستند که تا آخر عمرشان شاید درآمد یکسال قرارداد اینها را نداشته باشند..!

لژیونر شدن؛

چرا بازیکنان ایرانی کوته بین هستند چرا کمی فداکار نیستند چرا به پیشرفت فوتبال خود و کشورشان

توجهی ندارند؟...

بازیکنانی که با چند برابر قرارداد داخلی ایران به امارات میروند میتوانند با همان قرارداد های نرخ ایرانی به

عضویت تیم های اروپایی در آیند هرچند دسته دومی باشند... چرا که امکانات آنها هم با دسته برتری ها

چندان تفاوتی ندارد. اینطوری هم فوتبال خودشان و هم کشورشان به کیفیت بالا میرسد و الا اگر تنشان

به بازیکنان اماراتی برخورد کند همین میشه که افسوس حضور در جام جهانی را در دل داریم! که خود 

دلایل عمده دیگری نیز دارد... فدراسیون، کادر فنی، غرور کاذب مربیان و بازیکنان، دلال ها ، خبرنگاران، 

و در آخر پول ایرانی و ناز مربیان برتر جهانی و اینهمه بکنار بچسب دوباره به بحث تحریم و جنگ روانی..!

  و در آخر بحث تیم ملی امید و جوانان و نوجوانان که خود مفصل هست و علاقه مندان واقف بر این امر!

و چه خبر از پاداش معافیت سربازی، با عنوان سرباز قهرمان برای نوجوانان ایرانی که خود زمینه ایست

برای ترانسفر شدن جوانان با سنین کمتر به میدان پیشرفت فوتبال و لژیونر شدن.......!

والسلام بی درد سر...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 7 شهریور1388ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

عظمتلی الله ین آدیلا

در زمان های قدیم  بعد از خدا، یکی بود که بهش میگفتن ایران..! ایرانی که سرش تو قلب

 اروپا(اتحادیه امروزی) بود و  پاهاشو اونور خلیج فارس دراز میکرد.به به عجب هیکلی!

روزگاری بود که مردم بین هم حرمت داشتند برو بیایی داشتند آقای منطقه بودند(دنیا!)

این آقا ایران ما همچنان مقتدر بود تا زمانیکه همسایه ها خواستند پاهاشونو از گلیمشون

 درازتر کنند  اومدند بین اقوام ایران...!بالاخره دعوای خواهر و برادری شروع شد...

خواهر و برادر ها بهم پریدند...

بالا سریهاشون (بابا ننه ) هم یادشون رفتند باید آتشو خاموش کنند بجای میانجیگیری

 سرشونو فرو کردند وسط دعوا تا برای خودشان نرخ تعیین کنند! بجای اینکه اقوامو آشتی 

دهند گفتند :اینها بعدا یه جوری باهم کنار میان. حالا ما یه چیزی بجیب بزنیم. بعد ها هم 

بزرگترهای فامیل که بهشون میگفتند پادشاه! از این فرصت سو استفاده کردند تا به مردم 

بیچاره کمی ظلم کنند! بالاخره جنگ و ستیز همه جا را فرا گرفت تا اینکه اقوام مختلف 

واسه همیشه از هم دور افتادند... بین هم حصار کشیدند... همسایه ها هم همینو

میخواستند...

تا اینکه خداوند دید اینطوری نمیشه باید یه کاری کرد، فرستادشو فرستاد و دستور داد برو 

ایران را با اقوامش متحد کن و بگو اگه از من اطاعت کنین به همتون هر چی بخواهین

میرسه...بعضی ها قبول کردند بعضی ها زیر بار حرف حق نرفتند بالاخره ایران ما دست و پا

شکسته شد ایران  اسلامی... اما بعد اینکه فرستاده خدا دوباره برگشت پیش خودش!

 سال ها وضعیت به این صورت سپری میشد تا اینکه دوباره همسایه ها که بیشتر شده بودند

 (اقوام جدا شده هم جزو همسایه ها شدند!.) گفتند ای بابا اینطوری نمیشه باید کاری

کرد باید بریم دزدی نمیشه که گرسنه بمونیم باید دوباره بریم میان اقوام متحد ایرانی و  

کمی سر دعوا را باز کنیم. بیشتر وقتها آقا ایران با اقوام متحدش توانستند از خودشون دفاع

کنند اما چون میانه ایران با بالاسری های خودش خوب نبود(پادشاه ها) بالا سری ها برای

اینکه بتوانند بر ایران فرمان برانند شدند همدست و بازیچه همسایه های اجنبی! غافل از اینکه  

فکر نمیکردند اجنبی ها چرا اومدن میان معرکه... یکی از اجنبی ها که قبلا توانسته بود خواهر

و برادرهای ایران را کم کنه و بطرف خودش بکشه نامش بود انگلیس...

انگلیسی ها شعارشون این بود که تفرقه بیانداز و حکومت کن! و بالاسری های ایران از این

موضوع بی اطلاع بودند...

انگلیسی ها هر کدام از بالاسری ها که توان فرمان روایی بر ایران را نداشت و به اونها سودی

نمیرساند از خونش بیرون میکردند و یکی دیگه پیدا میکردند...

تا اینکه مدعی های غارت اقوام ایران بیشتر شد ... اسامی تازه ای پیدا شدند ورّاث های

جعلی مثل آمریکا و روسیه و آلمان...

روزها سپری میشد دیگه خداوند دوباره پا بمیان گذاشت اینبار کمی از روح خودشو دمید روی

ایران... آقا روح الله اومد بسوی ایران...تا ایران را دوباره احیا کنه...

اما مگه میگذاشتند.... غافل از اینکه اراده خداوند در خون و غیرت اقوام ایران جاری شده بود...

با این اوصاف کارشکنی میکردند چون زورشان به خداوند و آقا روح الله نمیرسید چند سالی آقا

را از اقوام متحد ایران گرفتند فکر میکردند وضعیت باب دندان وراث جعلی تغییر میکنه اما نشد

که نشد...

مگه فامیل های ایرانی گذاشتند بالاخره نتونستند از پس اراده خداوند و غیرت آقا و خون

جوانان بیایند... دمشان را گذاشتند روی دوششان و ایران عزیز شد دوباره با شناسنامه ایرانی.

البته چند باری چند سالی خواستند بپای ایران عزیز بپیچند که جوانان فامیل با ایثار و ارادت به

آقا و ایمان به خداوند نگذاشتند...  از جان مایه گذاشتند ...

این اواخر هم دوباره انگلیسی با متحدانشون اومدند میان معرکه و دوباره همان شعار قدیمی

را سر میدن : تفرقه بیانداز و حکومت کن..!

فکر میکنن حالا دیگه جوانان قدیمی از یاد رفتند  و خونشان کمرنگ شده... اما به این اندیشه

نکردند که چه بخواهند چه نه، چه دوست داشته باشند چه نه، یاد عزیزان  زنده میماند تا ابد

میان اقوام ایرانی.

 فرزندان این مرز و بوم  مقاومت میکنند تا آخرین منجی... آخه میگن تا سه نشه بازی نشه.

امام محمد باقر(ع) : پدرانی که صالح بودند و شهید شدند فرزندانشان راه ایشان را ادامه

خواهند داد...

زنده باد آقا ایران زنده باد یاد آقا روح ا... و یاد یارانش...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

بعضی روزها فکر میکنم...

 بار گناهم کاری کرده با من که پیش تو روسیاهم

از خجالت بسته نگاهم درونم میسوزه از سوزش آهم

یاد گرفتاریم میافتم یاد اون لحضه ای که میبرنم

بیاد غصل و کفنم یاد فشار قبرمو فریاد زدنم

 یاد عذاب و بدنم

 یاد اون لحظه ای که دوتا ملک سوال کنند

یاد ساکت شدنم یاد اون شلاقایی که میزنند روی تنم

یاد اینکه که بگن خدات کیه؟ قبلت کجاست؟

چیه کتاب تو اسم پیمبرت چیه ؟

کمکم کن جوابم نمونه توی گلوم

تو سوال اولی بگم علی دیگه هرچی میپرسن بگم حسین......




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت 11:47 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

فکر می کنید پیروز واقعی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کیست؟ برای خودم حق

 نظر قائل نمیشوم چون معتقدم نظرات را آنهایی باید ارائه دهند که دود چراغ خورده اند و سن

 و سالی را در پی علم و تجربه سپری نموده اند... فقط فکر میکنم ایران عزیز باید پیروز واقعی

 باشد!...

ایران عزیز باید به این باور برسد که مهم حضور مردم است . هر کدام از این عزیزان که

 کاندیدای ریاست جمهوری اعلام شده اند و از فیلتر صلاحیت شورای محترم نگهبان عبور کرده

 اند حتما لیاقت دارند فقط انتظار میرود شجاع باشند کمی هم به اقتصاد و فرهنگ این مملکت

 توجه نمایند و عامل بر شعارشان باشند... الباقی مهم اینست که به کوری چشم دشمنانمان

 در روز رقم خوردن سرنوشت این مملکت دوباره حماسه ساز باشیم.

گرچه از بین ما هستند ناراضی گر چه هستند کسانی که برای یه لقمه نان پیش خانواده خود

 خدای نکرده سر بزیرند... اما ما مثل پسر عموهایی میمانیم که اگر گوشت همدیگر را نیز

 بخوریم استخوانها را دور نمیریزیم!

یادمان باشد زمانی که انقلابمان نو پا بود و محتاج هر چیز در عوض اعتقاداتمان عجب مستحکم

 بود فقط خداوند و نائبش را داشتیم همین دشمنان دوست نما که ادعای دموکراسی سر

 میدهند و بخاطرش بیگناهان را میکشند و غارت میکنند! حاظر نبودند ملتی از نوع ایرانی بر

 روی زمین باقی بماند. اما ما از هر قومی که بودیم حاظر نشدیم

هیچ یک از اقوام ایران تنها بماند. پدران ما رفتند تا ما و ایران باهم بمانیم .ما نیز تنها کاری که از

 دستمان بر میاید اینست که در ۲۲ خرداد خودنمایی کنیم! متحد ویکپارچه...

با کسی باشیم که ناجی مردم باشد...

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

رو تک درخت خونه یه یا کریم نشسته

با زهر تیر صیاد بال و پرش شکسته

زار و پریشون شده تاب و توون نداره

دیگه توی وجودش یه ذره جون نداره

غصه نخور یاکریم دوباره پر میگیری

اگه بشی نا امید بدست غم میمیری

منم دلم شکسته غم به دلم نشسته

کسی تو این زمونه به عشقم دل نبسته

منم یه نیمه جونم منم بی هم زبونم

قصه بی کسی رو یه عمریه میخونم

تو خوب میشه پر میزنی دوباره

به یار خود سر میزنی دوباره

منم که باید شب و روز بسوزم

یه عمره که چشمم و به در میدوزم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 2:4 قبل از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

چقدر دلم میخواست یه گوشه از حرمتان جای موندن و پناهگاهی داشتم تا نزد شما بمانم

ببخش اگر با قدوم گنهکارم پا به حرم شما نهادم  اما به امید حرمتی بود که نزد پروردگار داشتین...

یا علی بن موسی الرضا التقی النقی به قول مرحوم آغاسی خوبیم بدیم آقا جان بپاتون نوشته شده ایم 

آقا جان یاری ام بفرما به عهدی که بستم وفادار بمونم...

  




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

 بال در بال پرستوهای خوب                می رسد آخر سوار سبزپوش

جامه ای از عطر نرگسها به تن           شالی از پروانه ها روی بر دوش

 پیش پای او به رسم پیشواز              ابر با رنگین کمان پل می زند

 باغبان هم باغبان نو بهار                   بر سر شاخه ای گل می زند

تا می آید پرده ها از خانه ها              باز توی کوچه ها سر می کشند

 مرغ ها خسته و پر بسته برهم          از میان پرده ها پر می کشند

 در فضای باغ ها پر می شود             باز هم فواره ی گنجشک ها

 هر کجا سرگرم صحبت می شوند       شاخه ها درباره ی گنجشک ها

باز می پیچد میان خانه ها                  بوی اسفند و گلاب و بوی عود

می رسد فصل بهاری جاودان            فصلی از عطر وگل و شعرو سرود




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

خدایا بر من منت نهادی تا مجالم دهی اعلام وجود کنم و خویشتن را در این وادی چند صباحی بیازمایم

و دوباره منت نهادی تا جزو مفتخران این جامعه باشم با اینکه بگمانم لیاقتش نداشتم و در عجم به حکمتت!

افتخار میکنم سرپناهم را نزد حضرتت عزیز  میداری هر چند شرمم میاید بگویم ظرفیتم نیست فرزند ایشان باشم چراکه آن نیستم که باید!

معلم واژه ای است که مفهومش در محضرت خلاصه میشود حال آنکه رتبه ام را ارتقا دادی تا راز عاشق بودن را درک نمایم.

اما تو رهایم مکن همچنان که چنین نمودی... خداوندا قلبم پر از عشق توست

 اما چه کنم عاجزم و اراده ام سست به اثباتش! خدایا یاری ام رسان ثابت کنم که...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 10:52 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

ژاپن : مطالعه می کنند و برای تفریح روبات می سازند!

 

مصر: درس می خوانند و هر از گاهی بر  ضد «حسنی مبارک » در

و پنجره دانشگاه را می شکنند!

 

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختری می شود و

 همزمان یرادر دو قلویش را پیدا می کند که سال ها گم شده بود!!

سر انجام ان دو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و

خوشی تمام می شود.

عراق: مدام به تیر و خمپاره ها جا خالی می دهد و در صورت زنده

ماندن درس می خواند!

چین: درس می خوانند و در اوقات فراغت مشابه مارک معروف

 خارجی را می سازند و با یکدهم قیمت جنس اصلی می فروشند.

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا

 تا پایان دوره کواترناری منقرض می شوند! ولی آخرین بازماندگان

 این موجودات این موجودات نیز درس می خوانند!

و آما ایران خودمان! در دوران دانش آموزی عاشق تخم مرغ است!

در دانشگاه هم سر کلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس

 اختصاصی جزوه می نویسد !

عاشق عبارت « خسته نباشید استاد» است البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس !

 هر روز دو پرس غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای

 دانشگاه بد و بیراه می گوید! جزو قشر فرهیخته جامعه محسوب

 می شود !ولی هنوز نا معلوم هست که چرا صاحبخانه ها جان به

 عذرائیل می دهند ولی خانه به دانشجو جماعت نمی دهند!

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت 6:33 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

 

منتظر یعنی...

همانند کسی که در پی شب یلدایی، خسته از ظلمت و تیرگی، چشم به افق دوخته و دمیدن خورشید را آرزو می کند.
همانند کسی که در بیابانی بی انتها سرگردان مانده و تنها و وحشتزده رهنمایی را می طلبد
.
همانند کسی که پس از تشنگیهای بسیار با پنجه های دردمند، زمین را کنده و در آرزوی جوشش آبی گوارا له له می زند
.
همانند کسی که در قحط سال بی باران، در کنار مزرعه عطش زده اش، به امید پدیدار گشتن ابر رحمت دیده، به کرانه های آسمان چشم دوخته است
.
همانند کسی که در حین بالا رفتن از کوهی پایش لغزیده و دست به سنگی گرفته و کمک دهنده ای را فریاد می کند
.
همانند کسی که در کنار بستر بیماری عزیز، ترسان از جان دادن او، ورود طبیبی درد آشنا را لحظه شماری میکند
.

باید انتظار کشید، باید دیده به راه امام زمان عج بود. باید هر صبح و شام چشم انتظار فرج ماند




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 30 آذر1387ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::


 

 

شیمی معدنی ، شاخه بزرگی از علم شیمی است که بطور کلی شامل بررسی ، تحلیل و تفسیر نظریه‌های خواص و واکنشهای تمام عناصر و ترکیبات آنها بجز هیدروکربنها و اغلب مشتقات آنهاست.

به عبارت دیگر می‌توان چنین اظهار نظر کرد که شیمی معدنی کلیه موادی را که از جمله ترکیبات کربن نباشند، به استثنای اکسیدهای کربن و دی‌سولفید کربن دربرمی‌گیرد.



 

تصویر


 

نگاه کلی

در شیمی معدنی در مورد گستره وسیعی از موضوعات از جمله : ساختمان اتمی ، کریستالوگرافی ، انواع پیوندهای شیمیایی اعم از پیوندهای کووالانسی ، یونی ، هیدروژنی و ... ، ترکیبات کوئوردیناسیون و نظریه‌های مربوطه از جمله نظریه میدان بلور و نظریه اوربیتال مولکولی ، واکنشهای اسید و باز ، سرامیکها ، تقارن مولکولی و انواع بخشهای زیرطبقه الکتروشیمی ( الکترولیز ، باطری ، خوردگی ، نیمه رسانایی و غیره ) بحث می‌شود.

در باب اهمیت شیمی معدنی ، "ساندرسن" چنین نوشته است:

« در واقع بیشترین مباحث علم شیمی را دانش اتمها تشکیل می‌دهد و کلیه خواص مواد و ترکیبات ، به‌ناچار ناشی از نوع
اتمها و روشی است که با توجه به آن ، اتمها به یکدیگر می‌پیوندند و مجموعه تشکیل می‌دهند و از طرف دیگر کلیه تغییرات شیمیایی متضمن بازآرایی مجدد اتمهاست. در این حال ، شیمی معدنی تنها بخشی از علم شیمی است که با توجه به آن می‌توان به صورتی ویژه ، در باب مغایرتهای موجود در میان کلیه انواع اتمها بررسی نمود. »

طبقه‌بندی مواد معدنی

در یک مفهوم گسترده ، مواد معدنی را می‌توان در چهار طبقه تقسیم بندی نمود: عناصر ، ترکیبات یونی ، ترکیبات مولکولی و جامدات شبکه‌ای یا بسپارها.


  • عناصر : عناصر دارای ساختارها و خواص بسیار متفاوت هستند، بنابراین می‌توانند به یکی از صورتهای زیر باشند:

  1. گازهای اتمی (Kr , Ar) و یا گازهای مولکولی ()

  2. مولکولها و یا جامدات شبکه‌ای گسترش یافته ( الماس ، گرافیت )

  3. فلزات جامد (Co , W) و یا مایع (Hg , Ca)

  • ترکیبات یونی : این ترکیبات در دما و فشار استاندارد همواره جامدند و عبارتند از:

  1. ترکیبات یونی ساده ، مانند NaCl که در آب یا دیگر حلالهای قطبی محلول‌اند.

  2. اکسیدهای یونی که در آب غیر محلول‌اند، مانند () و اکسیدهای مختلط همچون اسپنیل () ، سیلیکاتهای مختلف مانند و ...

  3. دیگر هالیدهای دوتایی ، کاربیدها ، سولفیدها و مواد مشابه. چند مثال عبارتست از: BN , GaAs , SiC , AgCl.

  4. ترکیباتی که دارای یونهای چند اتمی ( به‌اصطلاح کمپلکس ) می‌باشند، همچون .

  • ترکیبات مولکولی : این ترکیبات ممکن است جامد ، مایع و یا گاز باشند و مثالهای زیر را دربر می‌گیرند:

  1. ترکیبات دوتایی ساده همچون .

  2. ترکیبات پیچیده فلزدار همچون .

  3. ترکیبات آلی فلزی که مشخصا پیوندهای فلز به کربن دارند، مانند .

  • جامدات شبکه‌ای یا بسپارها : نمونه‌های این مواد شامل بسپارهای متعدد و متنوع معدنی و ابررساناها می‌باشد. فرمول نمونه‌ای از ترکیبات اخیر است.


 


تصویر
ساختمان XeF6 ، یک ماده معدنی


 

ساختارهای مواد معدنی

ساختار بسیاری از مواد آلی از چهار وجهی مشتق می‌شود. فراوانی آنها به این دلیل است که در مواد آلی ساده ، بیشترین ظرفیت کربن و همچون بیشتر عناصر دیگری (به استثنای هیدروژن) که معمولا به کربن پیوند می‌شوند، چهار است. اما اجسام معدنی وضعیت ساختاری بسیار پیچیده‌ای دارند، زیرا اتمها ممکن است خیلی بیشتر از چهار پیوند تشکیل دهند. بنابراین ، در مواد معدنی ، اینکه اتمها پنج ، شش ، هفت ، هشت و تعداد بیشتری پیوند تشکیل دهند، امری عادی است. پس تنوع شکل هندسی در مواد معدنی خیلی بیشتر از مواد آلی است.

ساختار مواد معدنی اغلب بر اساس تعدادی از چند وجهی‌های با نظم کمتر ، نظیر دو هرمی با قاعده مثلث ، منشور سه ضلعی و غیره و همچنین بر اساس شکلهای باز چند وجهی‌های منتظم یا غیر منتظم که در آنها یک یا چند راس حذف شده است، نیز مشاهده می‌شود.

انواع واکنشهای مواد معدنی

در بیشتر واکنشهای آلی می‌توانیم در مورد مکانیسمی که واکنش از طریق آن انجام می‌شود، بحث و بررسی کنیم، در صورتی که برای بسیاری از واکنشهای معدنی فهم دقیق مکانیسم غیر ممکن یا غیر ضروری است. این امر دو دلیل عمده دارد:


  • اولا ، برخلاف بیشتر مواد آلی ، پیوندها در ترکیبات معدنی غالبا تغییر ناپذیرند. در نتیجه رویدادهای متعدد شکسته شدن پیوند و تشکیل پیوند در واکنشهای معدنی در جریان است. در چنین شرایطی واکنش ، توانایی تولید محصولات گوناگونی را بدست می‌آورد.

  • افزون بر این ، اغلب واکنشهای معدنی در شرایطی ویژه همچون به‌هم زدن شدید یک مخلوط ناهمگن در دما و فشار بالا انجام می‌گیرد که تعیین مکانیسم را غیر ممکن یا حداقل غیر عملی می‌سازد.

    به این دو دلیل ، اغلب بهتر است که واکنشهای معدنی را فقط بر اساس نتیجه کلی واکنش توصیف کنیم. این رهیافت به نام شیمی معدنی توصیفی معروف است. بنابراین به سهولت مشخص می‌شود که گرچه هر واکنش را می‌توان بر اساس ماهیت و هویت محصولات واکنش در رابطه با ماهیت و هویت مواد واکنش دهنده توصیف کرد، اما نمی‌توان به هر واکنش مکانیسم معینی را نسبت داد. از نظر شیمی معدنی توصیفی ، اکثر واکنشها را می‌توان به یک یا چند طبقه از طبقه‌های زیر نسبت داد:

    واکنشهای اسید و باز (خنثی شدن) ، افزایشی _ حذفی ، اکسایش _ کاهش (ردوکس) ، استخلاف ، نوآرایی ، تبادلی ، حلال کافت ، کی‌لیت شدن ، حلقه‌ای شدن و تراکمی و واکنشهای هسته‌ای.

    برای درک عمیق‌تر یک واکنش معدنی لازم است تصویر کاملی از واکنش ، از مواد واکنش دهنده گرفته تا حد واسطها یا حالتهای گذرا تا رسیدن به محصولات تهیه کنیم. این امر به دانش کاملی از
    سینتیک و یا ترمودینامیک واکنش ، همچنین اطلاع از تاثیر ساختار و پیوند بر واکنش پذیری نیاز دارد.


 

تصویر


 

رابطه شیمی آلی و شیمی معدنی

شیمی آلی و معدنی در مواردی در مباحث یکدیگر وارد می‌شوند. به‌عنوان مثال می‌توان به ترکیبات آلی فلزی ، واکنشهای اسید و باز ، شیمی سیلسیم و ترکیبات کربن (وقتی که با اتمهای هیدروژن ، نیتروژن ، اکسیژن ، گوگرد ، هالوژنها و چند عنصر دیگر نظیر سیلسیم و آرسنیک متصل است) اشاره کرد.

پس شیمی معدنی نه‌تنها با مواد مولکولی مشابه موادی که در شیمی آلی بررسی می‌شوند، سروکار دارد، بلکه توجه خود را به انواع وسیعتری از مواد که شامل گازهای اتمی ، جامدات غیر مولکولی که به‌صورت آرایه‌های گسترش یافته‌ای هستند، ترکیبات حساس در مقابل هوا و رطوبت ، ترکیبات محلول در آب و سایر حلالهای قطبی و همچنین مواد محلول در حلالهای غیر قطبی معطوف می‌کند.

بنابراین شیمیدان معدنی با مسئله تعیین ساختار ، خواص و واکنش پذیری گستره فوق‌العاده وسیعی از مواد که دارای خواص بسیار متفاوت و الگوهای فوق‌العاده پیچیده ساختاری و واکنش پذیری‌اند، مواجه است.

رابطه شیمی فیزیک و شیمی معدنی

در توجیه موجودیت مواد معدنی و در توصیف رفتار آنها ، به استفاده از جنبه‌های خاصی از شیمی فیزیک ، بخصوص ترمودینامیک ، ساختارهای الکترونی اتمها ، نظریه‌های تشکیل پیوند در مولکولها ، سینتیک واکنش و خواص فیزیکی مواد نیاز داریم. بنابراین با استفاده از شیمی فیزیک می‌توان به ساختار اتمی و مولکولی ، تشکیل پیوند شیمیایی و دیگر اصول لازم برای درک ساختار و خواص مواد معدنی پرداخت.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

شب زنده دار عشق

آنشب که تو با رفیق بی عاطفه ام شوی هم آغوش

   پیراهن هر دومان سفید است ولی تو عروس و من کفن پوش

دختری از قوم عیسی گرفتارش شدم

        یا محمد همتی کن تا مسلمانش کنم

جز من گرت عاشق شیدا ست بگو

               میل دلت به جانب ماست بگو

گر هیچ مرا در دل توست بگو

      گر هست بگو . گر نیست بگو . راست بگو  




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 4:13 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

                    مجموعه شيمي

(كد: 110)

مقدمه

رشته‌هاي كارشناسي ارشد مورد قبول در زمينه شيمي  به دو شاخه محض و كاربردي تقسيم مي‌شوند كه ضمن آن مهندسي شيمي  را نيز شامل مي‌شود. البته شركت‎كنندگان با مدرك مهندسي شيمي  پس از قبولي بايد واحدهاي كمبود را با نظر و تشخيص گروه پذيرنده بدون احتساب واحد اخذ نمايند.

شاخه محض شامل گرايش‌هاي  شيمي آلي، شيمي معدني، شيمي تجزيه و شيمي فيزيك مي‌باشد.كليه پذيرفته‌شدگان گرايش‌هاي  ذكر شده در مقطع كارشناسي ارشد در ترم اول تحصيلي خود 3 تا 4 درس از دروس پيشرفته، شامل شيمي آلي پيشرفته، شيمي تجزيه پيشرفته،  شيمي فيزيك پيشرفته و شيمي معدني پيشرفته را گذرانده و از ترم دوم به بعد با توجه به گرايش مربوطه دروس اختصاصي خود را مي‌گذرانند. رشته شيمي در مقطع كارشناسي ارشد هم اكنون در اكثر مراكز دانشگاهي ارائه مي‌شود و تقريباً اكثر آنها داراي چهار گرايش شاخه محض مي‌باشند. شاخه كاربردي در تعداد از اين دانشگاه‌ها از قبيل دانشگاه تبريز، دانشگاه تهران، دانشگاه رازي كرمانشاه، دانشگاه سيستان و بلوچستان و … ارائه مي‌شود. دانشجويان و فارغ‌التحصيلان شيمي كاربردي، جهت شركت در آزمون كارشناسي ارشد در هر دو شاخه محض و كاربردي ملزم به مطالعه كليه دروس مقطع كارشناسي شيمي  محض مي‌باشند...........


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

دلم تنگ است دلم ميخواهد بنويسم، بنويسم از آنچه كه عاجزم از بيانش! تا كي بايد داشته ها و نداشته هايم را در خندق تنهايي ضمير ناخودآگاهم مدفون سازم. به قول سهراب اهل... نه اهل كاشان نيستم اهل ناكجا آبادم ...! ترانه كودكانه ام زمانيست بيادم نمي آيد ، پدرم برايت مينويسم از آنچه كه خانه نشينم كرده . برايت مينويسم از نبودنت، از دوريه قلب كوچك بظاهر مهترم نسبت به نوازش پدرانه ات . با اينكه پسري شايسته برايت نبوده ام اما نميدانم شايد معصيت باشد اگر بگويم خداست كه منو پايبند بر تو و گذشته هايم كرده ! آخر مرا لياقت آن نيست رهرو كوچه هاي رفته ات باشم. هنوز مانده تا رايحه ي ايوب از لايه هاي قرون پيشين بر ويرانه هاي قلبم رسد بلكه صبري داشته باشم. مرا لايق نيست از زمين و زمان گله مند باشم! آخر عالم بي عملم. نميدانم شايد انتظارم از چرخ گردون بسي فراتر از دانسته ها و كردارم باشد. آخر احساس ميكنم فردا كه مشتاق ديدارتم كليد خانه ات را نيابم بلكه از ظلمت رهايي يابم! پدرم اگر بگويم دلگيرم ازت ديده ات را به حسرت پسر ناصالحت گريان مكن. كه حق با من نيست اين زمانه است گستاخم نموده! ياريم كن تا بلكه بسويت روانه شدم كليدي بر ايم برسان كه پيشت آيم بلكه پشت خورشيد وجودت خدا خوبي تو را در عوض كردار حقيرم مقبول دارد. البته ميدانم از فضل پدر مرا چه حاصل! آخه خود ذات اقدسش فرموده روزي فرا ميرسد مادر نوزادش را از ترس جان بزمين وا مينهد و هيچكس فريادرس ديگري نخواهد بود. اما منطق محدود ما حكم به نجات ما ميدهد ! آخه فرزند كسي ام كه راه سيد الشهدا را پيموده!

تازگيها مد شده چون ميخوان پيشرفت كنند بايد گذشته ها را دور ريخت! ما فرزندان ... جزو گذشته ها هستيم ديگه به درد نميخوريم تازه خسته شدن از بس سهميه دانشگاه ها را بما لطف نمودن! خسته شدن ما را اولويت هم كس قرار دادن ... راستش منم خسته ام ! راستي تازگيها به قول قرن بيست و يكميها كارشناس ارشد شيمي قبول شدم ... نميخوام بزار يكي از اونايي بره كه من جاشو تنگ كردم ..!

از برايت بگويم درباره ايران ... مدتيست تحمل ميكنيم تهديدها تحريم ها تحمتها را ، از زمانيكه شما و دوستانت رفته ايد هم از اژدهاي بيروني و هم از كرمهاي درون درختي خودمان نالانيم! مانده ايم مابين گرفتاريها... گاهي بر موفقيت مبتكرانمان بغرور بخودمان ميباليم كه عجب ثمره اي داشت صبرمان، و گاهي با بهانه هاي بني اسرائيلي خود محاسبات دلسوزان خود را بهم ميريزيم و فورا از وضع موجود ناراضي.

مانده ايم مابين چند راهي: آيندگان، شهدا، خودمان و فقرا(باز خودمان!)

فقط ياريم كن ... رمضان نزديكه ، نميخوام شعار بدم اما جرأتم بيشتر كن تا ميهمان گستاخ خانه ي پروردگار باشم... ميخواهم كليد خروجي

ظلمت دروني ام را بسويش پيدا كنم ...

 

 

*بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الْرَّحيم هست كليد هر در بسته اي*

خدايا توكّلم برتوست




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

در تركيب احتمالي ايران براي بازي مقابل جمهوري آذربايجان كه از ميان 37 بازيكن منتخب دايي انتخاب ميشوند،ميتوان حدث زد بزرگاني همچون مهدويكيا، هاشميان نباشند كه البته ايشان به جمع نفراتي چون كريمي و رضايي اضافه ميشوند، كه قبلا خط خورده اند.
شايعه شده بود چون اين افراد جام جهاني 2006 ژرمنها ، با فدراسيون وقت ملاقات داشته اند و خواستار عدم حضور دايي در تركيب اصلي بوده اند، اما به نتيجه اي نرسيده اند اين بار ورق برگشته و مورد غضب سرمربي تيم ملي  (جناب دايي)واقع شده اند. البته دايي هميشه عنوان كرده كه آماده ها در تيم جاي دارند-از 16 ساله گرفته تا 35 ساله-، بالاخره ميتوان حدث زد 26 نفر دعوت شده جهت بازي مقابل جمهوري آذربايجان چنين باشد:
دروازه بانان:رحمتي،طالبلو، ميرزاپور
مدافعان راست:كعبي،غلامنژاد
مدافعان مياني: عقيلي، حسيني،نصرتي،بنگر
مدافعان چپ:شيري،زارع
هافبك مياني: نكونام،آندرانيك،صادقي،كيانوش رحمتي،مازيار زارع
هافبكهاي هجومي:شجاعي،معدنچي،غلامرضا رضايي،خلعتبري،جباري،حاج صفي
مهاجمان:ميداوودي،رافخاهي،محمد پروين،خطيبي
 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

 اگه می تونستی در قلبم راه یابی در آنجا می دیدی زمزمه ی ملایمی به گوش می رسد و می گوید تو را دوست دارم محبوب من !

 اگه می تونستی در اعماق روحم قدم بگذاری می دیدی آن بیچاره سرگردان در جستجوی تو هست و می گوید تو را دوست دارم ماه من !

 اگه می تونستی از راز درونی و آه سینه سوز من آگاه شوی می دیدی که از میان آن شعله سرکش و جان فرسای من صدای حقیقت و ملایمی که در جان من طنین انداخته به گوش می رسد که می گوید تو را دوست دارم !

 اگه می تونستی نگاه های پی در پی چشم اشکبارم را بفهمی احساس می کردی کسی می گوید دوستت دارم خوب من !

 اگه می تونستم تمام اندیشه های دردناک را برایت بنویسم کتاب ها می شد ولی ذره ای از اسراری که مدت هاست مرا رنج می دهد برایت بازگو می کنم و تا آخرین لحظات عمرم می گویم : دوستت دارم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

طرحی از تائيس

نمي‌دانم نماهنگ طرحی از تائيس را كه چند وقت پيش از صدا و سيما پخش شد ديديد يا نه؟
همزمانی پخش اين برنامه با وضعيت به وجود آمده توسط امريكا در عراق بر جلب نظر و توجه عموم مخاطبان افزود. به همين خاطر بد نيست در رابطه با شعر و پيشينه اين نماهنگ بيشتر بدانيد.
تا به حال از خود پرسيده‌ايد كه مجسمه‌ای كه در امريكا به مجسمه آزادی هم شهرت دارد نماد چيست؟ تابه حال از خود پرسيده‌ايد كه مشعلی كه در دست دارد برای آتش زدن كجاست؟
نماد تائيس مجسمه‌ای در دهانه رودخانه نيويورك، سمبلی نشأت گرفته از فرهنگ ضد دينی و اومانيستی به جامانده از يونان باستان است. فكر ساختن اين مجسمه از فرانسويان است و به سرمايه مشترك فرانسه و امريكا ساخته شده است.
تائيس معشوقه اسكندر مقدونی و سپس بطلميوس اول بوده است. اسكندر پس از ورود به تخت جمشيد - واقع در مرودشت فارس كه يونانيان به آن پرس‌پوليس مي‌گفتند - جشن فتوحات خود را گرفت. روسپيان هم در اين جشن حضور داشتند. در اين هنگام تائيس گفت: »يكی از مهم‌ترين كارهای اسكندر در آسيا اين بوده كه با من و رفقايم به راه افتد و قصر را آتش زند و در يك لحظه به دست زنان، آثار نامی ايرانيان را نابود كند!« اين سخن در جوانان اثر نمود و يكی از آنها فرياد زد: »من پيشاهنگ اين كار خواهم شد.« اما ديگران دست زدند و فرياد برآوردند كه فقط اسكندر لايق چنين اقدامی است. پس اسكندر مشعل به دست گرفت و همراه تائيس مشعل در قصر انداختند. ديگران هم از آنها پيروی كردند و چيزی نگذشت كه قصر يكپارچه آتش شد. هنوز بقايای اين قصر سوخته باقی است.
نماهنگ تائيس تلاشی ارزشمند است كه با شعر علی معلم و آهنگ محمد رضا عقيلی و به خوانندگی علی تفرشی با كار خوب انيميشن و تدوين محمد صادقی در معرض ديد و قضاوت بينندگان سيما گذاشته شد.
شعر افشاگرانه، همراه با آهنگ پرتپش به همراهی گروه كر، تصاويری پر مفهوم و استفاده از انيميشن از نكات قابل توجه در بخش هنری اين نماهنگ است.
استاد علی معلم با بهره‌گيری از تاريخ، پيوند زيبايی ميان گذشته و امروز استعمار امريكا تصوير كرده است:

طرحي از تائيس
طرحی از ابليس
از محبوبة مقدونی ملعون
در شبيخون شراب و شعله
در شبگير خشم و خون
طرحی از تائيس
از قديسة بی شرم آتن
معبدش در نيس
ماده ديوی قامتش شش زرع و سيصد پای چيزی كم
مشعلش در دست و تاجش
بر سر از تاراج ملك جم
رانده شايد پار يا پيرار از پاريس
مانده بر خيزابه‌های سرخ آتلانتيس
طرحی از تائيس
آنك آن تنديس بی همتای آزادي
دل ربا بر ساحل دريای آزادي
طرحی از تائيس
طرحی از تائيس
از محبوبة ملعون اسكندر
طرح فرياد زنان جفت جوی در مدخل بندر
طرحی از تائيس و مشعل
طرحی از تاراج
طهر قهر ماندانا تا فروهر
تا شمعدان تا خاك
طرح آزادی به رغم بندگی كردن
طرح مشرك طرح كافر زندگی كردن
طرح اومانيته باليده از تخنه
طرح در ايمان انسان آخرين رخنه
طرحی از تائيس مشعل دار
از ابليس
ماده ديوی مانده بر امواج آتلانتيس
طرحی از تائيس
اين كه مي‌بينيد بابل نيست. آتن نيست. آتيكاست.
بل نه، آتيكای يونان بابل مغرور امريكاست.
دشمن توحيد و توهين خداوند است. امريكا ديو ديوانه است و اينك خفته در بند است امريكا.
ساية ضحاك و دجال است، نی مرده است نی باري. اينك اين آخر زمان با عصر آهن فتنة كاری
ای انسان‌های هفت اقليم! برخيزيد برخيزيد
شعله‌های پاك را بر محو اژدرها بر انگيزيد
هشت‌پايی است اين پليد هفت سر باليده پيوسته
وز دروغ بي‌فروغش ديده بر ناليده پيوسته
كشتن او را بايد و زين سان هنر كردن
يا چو انسان خود ز گرگ انسان حذر كردن
طرحی از تائيس از ابليس از شيطان آتيكا
لكه ننگی است بر ننگ جهان دامان امريكا

بر گرفته از وبلاگ هزاره سوم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

در قشلاقدشت يا همان جعفرآبادي زندگي ميكنيم كه مسئوليت پذيري زير صفر است.بحث را فقط به آموزش و پرورش آن ختم ميكنم. از همان رئيسي كه با هزاران چهره سازي ميشود رئيس تا من معلم و در آخر خدمه ها همانيم كه حوادث و محيط در افكارمان تاثير دارد نه هدف و اميال آرماني!...

 


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

 

پیر اگر باشم چه غم،عشقم جوان است ای پری

وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب

دل دهـــد تاوان اگـر تن ناتـوان است ای پــــری

پیل مــاه و ســال را پهـــلو نمـــی کـــردم تهـــی

با غمت پهلو زدم،غم پهــلوان است ای پــــری

هر کتاب تازه ای کـــــــز ناز داری خـــود بخــــوان

من حریفی کهنه ام،درسم روان است ای پری

یاد ایامــــی که دلــــهــــا بود لــــــبریز امیـــــــــد

آن اوان هم عمر بود،این هم اوان است ای پری

روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت

 

نوشدارویش، هنوز از پی دوان است ای پری

با نــواهــای جـــرس گاهـــی به فـــریادم بــرس

کیــــن ز راه افــتاده هم از کاروان است ای پری

کـــام درویشـــــان نداده خـدمت پیران چه سود

پیــــر را گــــو شــهریار از شبروان است ای پری




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

لطفا به عنوان این مطالب توجه کنید برای اولین بار که این عنوان را میبینید چه احساسی دارید؟ چه چیزهایی را به خاطر میاورید؟ به تایم زیر متن درج شده دقت نمایید چه ساعتی است؟به شروع دور دوم انتخابات یا نمیدانم انتصابات یا انتسابات چند ساعت مانده؟ آیا هدف فقط حضور پرشور در انتخابات هست؟ که البته وظیفه ملی و شرعی است. اما به چه قیمت به بهای پرکردن کرسی های بهارستان با مصلحت؟ آیا مصلحت کشور در این است که مردم قربانی نفهمی خود و دستورالعملهای اجباری برای مسئولان باشند؟ آیا انقلاب ما برای مافیای پول وقدرت با خون عزیزانش آبیاری گشته؟
آیا حرکت مسئولان بلند پایه در جهت طوفان محبت الهی و مردم بنا شده یا در جهت خشم ایشان؟
در روزی از روزگاران ایران باستان فردی از این دیار بر کتیبه ای چنین سخن رانده :ای خدایان این سرزمین را از گزند سیل و طوفان و دشمنان محفوظ بدار . کاش میگفت کمی عقل به این مردم ببخشند؟! البته مردم مغان خودمان راعرض میکنم و با از ما بهتران کاری ندارم یعنی نمیتوانم داشته باشم!
آخه مردم تا کی به خودتان ظلم خواهید نمود؟ تا کی طمع چند روز سیری شکم باالطاف نمایندگان زحمتکش را به آینده خود و فرزندانتان ترجیح خواهید داد؟!
یکی نیست بگه این مطالب را واسه خاطرکدامین چشمان غمزده نوشتی مردم مغان که سری تو سرها نیستند از وبلاگ و اینترنت خبردار باشند ؟ البته طفلکیها گناه ندارند از بچگی توسری خور بزرگ شدن الان هم همه چیز را با پول میسنجند نه با عقل و دانش! اینطوری بهتره آخه لااقل فرصتی برای کاندیداها پیش میاد که پولهای بادآورده خودشان صرف شام دادن به مردم نمایند آخه آخه! بیچاره مردم نابالغ یکی نیست بفهمونه سلام گرگ بی طمع نیست!فردا یارو فقط پولهای از دست رفته خودشو جاری میکنه نه درد مردمو! اون باید پاسخگوی اسپانسرهای مافیایی خودش باشه نه مردم مغان!
اشکالی نداره کسی اینها را نخونه خودمو که میتونم خالی کنم!
يكي ميگه فلان كانديدا پولداره يكي ميگه فلاني از بالا بند پ داره يكي ميگه اون يكي طايفه اش بزرگه ديگري پدرش خوب بوده ! آخه از فضل پدر تو را چه حاصل؟ بجزثروت بيزبان سوار باد شبانه! يكي هم كه تازه يادش اومده باباش زماني خان اين مردم بوده همه چيز رو ولكرده واسه خاطر مردم ! آخه آخه خيلي ممنوووون!
ديگه مردم چي ميخوان؟اخه چرا الكي شعار ميدن مردم من اگه نماينده بشم اين كارهارو ميكنم ؟ بيچاره برو ببين اگه رفتي بهارستان افسارتو دست اين حزب و انون حزب ندي يه وقت! مردمو از يادت نبر . مغان بايد جهاني باشه كجاست كشت وصنعت ؟ كجاست سهام تهيه شده به قيمت طلا و جواهرات زنان در كارخانه نشاسته جعفرآباد؟ چرا محصولات توليدي دسترنج مردم مغان به كارخانه هاي ديگر استانها برده ميشن چرا مغان كارخانه مادر محصولات خودش نباشه ؟ اين طوري هزينه ها هم كم ميشه هيچ كس هم بيكاري نداره تازه نيروي انساني ديگر استانها را هم جذب ميكنيم. از لحاظ پنبه و پوست و لبنيات و ...را عرض ميكنم.
حقشونه اين مردم مغان از اونهاست كه بر اونهاست!
پس اين وسط خدا حزب نداره ببخشيد يادم رفته بگم حزب خدا فقط فلسطين فعاليت ميكنه. ما فقط مارك اسلام را منتاژ ميكنيم! حيف حيف واسه خاطر شهيدان حيف واسه خاطر امام و يادگارش حيف چمران حيف باكري ها حيف پدر ساده عزيز خودم حيف كه قلبم به اميد ياد شماها زنده است!
مگه خدا و قائمش چي ميخوان ؟ خدايا ول كن قتل و عامهاي مستكبران را درد مردم خودمون واسه خاطر اثباط عصر ظلم وفساد كافيه !
پس كي فرزند زهرا چشمانمان را منور خواهد نمود؟




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

خیلی وقته سرم شلوغه اما بالاخره سری هم به این وبلاگ زدم.

راستش این بار فوتبال با آن هیجانش کاری کرد که منم به حرف بیام . میگن کشتی ورزش اول این مملکته اما من میگم ورزشی که با کمترین امکانات  در کوچه ها از همان اوایل کودکی در جوهره ی استعدادهای این مرز و بوم شروع به جوشیدن می کند ورزش اول این مملکت هست.

فوتبال فوتبال .. تا کی باید چوب ندونم کاری های مسئولین را بخورد تا کی ؟.. چرا از همان اول علی دایی را نمی آوردند ؟ مگه مردم بازیچه دست اینها هستند که با افرادی مثل کلمنته یا سایرین میخواهند سر این ملتو شیره بمالند و اگر هم می تونستند با اونجور افراد  قرارداد ببندند خودشون رو با مدیر و مدبر نشون بدن !

خدا کنه حالا نخوان همه چیزو سر دایی بشکنند! دایی باید مواظب باشد چون اگه برخی فوتبالیست ها را  دعوت کنه و طوری عمل کنند که نتیجه صعود نکردن از دور مقدماتی باشد . اون وقت دایی هست که شکسته خواهد شد! از این طرف هم باید مواظب باشه با جوانگرایی بیش از حد کاری نکنه همان بلاها یه جور دیگه سرش بیان!

خیلی سخته... همه باید به علی دایی کمک کنند مثل او نیامده و نخواهد آمد. واسه مدیران فوتبالی این مملکت و واسه مربیان و بازیکن سالاری های این مملکت علی دایی از سرشون هم زیاده چه برسد به اینکه بخوان خرابش کنند!

به امید پیروزی علی دایی که پیروزی او پیروزی پرچم سه رنگ وطنمون هستش .

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 5:56 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

 

1- اگر چه ارتباط بین والدین و فرزندان بسیار اهمیت دارد ، ولی نوجوانان همیشه با بحث و گفت‌وگو اقناع نمی‌شوند. برخی از آنها نخست باید به یک رفتار عادت کنند و سپس تفکرشان تغییر کند.

 

2- از هر گونه بحث، موعظه، نصیحت و سر و صدا راه انداختن افراطی خودداری کنید.

 

3- انتظارها و مجازات‌ها را قبل از ارتکاب هر عمل نامناسبی تعیین کنید تا فرزندتان مسئولیت عمل خود را بر عهده گیرد و کسی غیر از خود او مسئول پاداش یا مجازات نباشد. از بی‌نظمی و تعیین مجازات پس از انجام خطا یا عمل ناشایست خودداری کنید. پاداش و مجازات را به رفتار او گره بزنید تا خودش مسئول باشد. از پاداش‌ها و مجازات‌هایی که هیچ ارتباطی با رفتار فرزندتان ندارد ، خودداری کنید.

 

4- هیچ‌گاه برای تغییر رفتار فرزندتان از زور استفاده نکنید، در صورت انجام چنین کاری، شما مسئول تغییر رفتار فرزندتان هستید نه او.

 

5- در ابتدای برخورد، مهم‌ترین نکته این است که فرزندتان نتیجه ی عمل خود (پاداش و مجازات) را تجربه کند. تغییر رفتار یا اجرای یک خواسته اهمیت اولیه ندارد و گاهی در انتهای فرآیند برخورد ، به آن می‌رسید.

از بازنده شدن در چند نبرد نگران نباشید زیرا در جنگ، برنده ی نهایی بودن اهمیت دارد.

نخستین مسأله‌ای که فرزندتان باید بیاموزد این است که رفتارهای مختلف نتایج متفاوتی دارند. دومین نکته این است که او با انتخاب خود مسئول نتایجی است که به دست می‌آورد. سومین نکته این است که او آزادی انتخاب دارد و شما خواسته ی خودتان را به او تحمیل نمی‌کنید. آخرین انتظاری که شما دارید انجام یک رفتار خاص توسط فرزندتان است. اهمیت این انتظار کمتر از آن است که فرزندتان یاد بگیرد با انتخاب خود مسئول عمل و فرآیند رفتارهای خویش است.

 

6- فرزندتان ممکن است در پی‌آگاه شدن از درخواست شما و مجازات آن، رفتاری مرتکب شود که نتیجه‌ای منفی برای او داشته باشد. در این حالت ممکن است دیگران را مقصر قلمداد کند و مثلاً بگوید «تقصیر شما بود که من نتوانستم گواهینامه بگیرم.» اگر فرزندتان از چنین ترفندی استفاده کرد، به او بگویید «تو خودت تصمیم گرفتی لذا باید مسئولیت آن را نیز بپذیری. تو از نتیجه ی رفتارت اطلاع داشتی ولی باز به آن ادامه دادی. من فقط تا رسیدن به نتیجه یک ناظر بودم و دخالتی نکردم.»

 

7- از مجازات‌های سخت و طولانی استفاده نکنید زیرا 20 مجازات کوچک بسیار موثرتر از یک مجازات بزرگ است.

 

8- تأمین کردن تمام خواسته‌های فرزندتان، لوس کردن او و پیشتیبانی از او در برابر مجازاتی که نتیجه عمل او بوده است، مانع از تقویت احساس مسئولیت در فرزندتان می‌شود.

 

9- هیچ‌گاه فرزندتان را به خودتان وابسته نکنید زیرا در این صورت مسئولیتی در برابر رفتارهای خود احساس نخواهد کرد و استقلال او تأمین نخواهد شد.

 

10- تقسیم کار در منزل و واگذاری انجام دادن کارها به فرزندان، به تنهایی قادر نیست احساس مسئولیت آنان را تقویت کند و فقط نقش کمکی دارد.

 

11- اگر فرزندتان رفتاری مرتکب شد که اعتماد شما را از خود سلب ساخت، فرصت دوباره‌ای به او بدهید تا بتواند اعتماد شما را جلب کند. برای این کار باید به او آزادی عمل بیشتری بدهید. فرزند شما نیز باید به گفته‌هایش عمل کند. گفته‌های او را پی‌گیری کنید تا ببینید واقعیت دارند یا خیر. این پی‌گیری به دلیل بی‌اعتمادی نیست، بلکه برای این است که بتوانید اعتماد از دست رفته را دیگر بار به دست آورید.

 

منبع :  کلیدهای رفتار با نوجونان

دکتر دن فونتنل

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

۹ ویژگی افراد موفق

 


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

آیا آموزش ما پرورش هم هست؟
ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

09.12.84

زندگي نامه انيشتين

سالشمار زندگى اينشتين

۱۸۷۹- تولد: ۱۴ مارس اولم (آلمان)
۱۸۹۴- ترك تحصيل بعد از گذراندن يك ترم در دبيرستان مونيخ، اقامت در ايتاليا و ترك تابعيت آلمانى
۱۸۹۶- ادامه تحصيل در دبيرستانى در سوئيس و آغاز تحصيلات دانشگاهى در مدرسه پلى تكنيك زوريخ
۱۹۰۰- اخذ مدرك از مدرسه پلى تكنيك زوريخ
۱۹۰۱- اخذ تابعيت سوئيس
۱۹۰۳- ازدواج با ميلوا ماريك (همكلاسى اش)
۱۹۰۵- چاپ چند مقاله معروف در «آنالن در فيزيك» (از جمله مقاله هاى مربوط به نظريه نسبيت خاص و توضيح اثر فتوالكتريك)
۱۹۱۴- تدريس در دانشگاه برلين (استاد فيزيك نظرى)
۱۹۱۶- تكميل نظريه نسبيت عام
۱۹۱۹- جدايى از ميلوا و ازدواج با دختر عمويش الزا
۱۹۲۱- اخذ جايزه نوبل به خاطر خدماتش به فيزيك نظرى
۱۹۲۷- مطالعه در باب مبانى فلسفى مكانيك كوآنتومى
۱۹۳۳- خروج از آلمان و اقامت در پرينستون آمريكا به خاطر فشار نازى ها
۱۹۳۹- نامه به روزولت درباره خطر دستيابى نازى ها به بمب هسته اى
۱۹۵۳- طرح نظريه وحدت نيروها
۱۹۵۵- مرگ بر اثر حمله قلبى، ۱۸ آوريل

 


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 7:14 قبل از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

تجسم شیطان به صورت انسان باطل است...........
ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

شعر یادها و یادبودها
شعر خاطرات

خاطرات سالهای گریخته
سالهای جوانی
و آنچه افتد و دانی
راستی
به یاد می آورید شعر كوچه
فریدون مشیری را
با كلماتی كه انگار از مخمل برآمده اند و از شفافیت چشمه های پاك

" كوچه " از فریدون مشیری با یاد همه كوچه هایی كه از آن گذشتیم و
همه خاطراتی كه به یاد سپردیم.
و انگار كه فراموشی از برای آن نیست

                                                                      

***


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 2:29 بعد از ظهر توسط ::اسلامی آزاد::

#FFFFFF